العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
219
شرح كشف المراد ( فارسى )
كه مريد فعل واجب از بعضى و مريد ترك واجب از بعض ديگر است . خدا است كه هم مريد فعل حرام از گروهى و هم ترك حرام از گروه ديگر است و . . . اين سخن اشاعره از آنجا ناشى مىشود كه طرفدار جبر هستند و مىگويند : هر آنچه را كه بندگان انجام مىدهند به ارادهء الهى است و فاعل حقيقى افعال عباد خداوند است ولى بدست اين عبد انجام داده بنا بر اين فاعل معاصى هم خداست خدا خواسته كه زيد مطيع باشد و بكر عاصى ، خدا خواسته كه خالد كافر بوده و على مسلمان و . . . و در اين رابطه حديث مرسلى هم از پيامبر نقل مىكنند كه حضرتش ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرموده : ( ما شاء اللّه كان و ما لم يشأ لم يكن ) . در مقابل دانشمندان عدليه مىگويند : خداوند فقط مريد طاعات است چه نسبت به بندگان خوب و چه بد ، چه كافر چه مسلمان و نسبت به معاصى فقط كاره است چه از مؤمن و چه از كافر يعنى خداوند از بندگانش خواسته كه مطيع بوده و از عصيان دست بردارند و در نظام تكوين هر چه را خدا بخواهد همان انجام خواهد گرفت ولى در نظام تشريع و در محدودهء افعال اختياريه اينچنين نيست كه هر چه را خدا مىخواهد بطور جبر حتما انجام گرفته و هر چه را او كراهت دارد حتما ترك شود بلكه بشر مختار است و مىتواند با ارادهء خويش مؤمن و مطيع باشد و يا با ارادهء خويش عاصى و كافر گردد . هر كدام از اشاعره و عدليه براى اثبات مدعاى خويش دلائلى آوردهاند : امّا دلائل عدليه : از قول عدليه در كتاب سه دليل عنوان شده كه عبارتند از : دليل اوّل : مقدمه : هر يك از حسن و قبح دو شعبه دارند : 1 - حسن و يا قبح فعلى 2 - حسن و يا قبح فاعلى منظور از حسن فعلى عبارتست از عمل